الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
203
الغدير ( فارسى )
نجم الدين عمرى در كتاب مجدى در شرح زندگى زيد بن على بن الحسين مىنويسد : ابو على بن دانيال كه از خويشان من بود ، خدايش رحمت كناد ، قصيدهاى بر من خواند كه شيخ ابو الحسن ، على بن حماد بن عبيد عبدى ، شاعر بصرى ، رحمت خدا بر او باد ، سرايندهء قصيده ، خودش بازگو نموده و بر او قرائت كرده بود . - ابن حماد گويد : جوانى بر من درآمد و گفت : اگر نشناختم ، معذورم دار . - دل هواى تو داشت كه خدمت رسد و از رأى وزين تو بهرهياب شود . - مىخواهم سؤالى مطرح كنم تا فايدهاى برده باشم . گفتم : بپرس كه جوابى محكم و استوار خواهى شنيد . - گفت : مسئلهء امامت از چه نزد شما ويژهء جعفر گشت ، نه زيد و يا دگران ؟ - گفتم : از جانب خداى بزرگ ، نصوص قطعى بر امامت پيشوايان رسيده . - كه شمار امامان دوازده است ، اين گفت خاتم پيامبران است ، آن هادى امم . - نه يك تن بيش و نه كم ، مانند دوازده ماه سال . - درست مانند رسالت كه ويژهء پيامبران است ، همين سان امامت ويژهء اين خاندان . نجم الدين گفته : اين سخنى است استوار و برهانى محكم ، از اينرو كه نياز بشر به امام و پيشوا ، يعنى خليفه ، همچون نياز آنان به پيامبر است ، چه جانشين پيامبر است كه بايد سنت پيامبر را در هرعهد و زمانه برقرار دارد . برمىگرديم به دنبالهء شعر ابن حماد ، خدايش رحمت كناد : - گفت : امامت ، مقرر نخواهد گشت جز براى آن كه با شمشير آخته قيام كند . - از اينرو ، زيد حائز اين مقام است ، نه جعفر « 1 » ؛ به هوش آى و فكر كن . - گفتم : با اين مقياس ، على وصى پيامبر ، بهرهاى از خلافت نخواهد داشت ، بلكه اين منصب بايستهء عمر است . - كه از شمشيرش كسى در امان نماند . اين بافتهء دروغگويان است . - بر همين اساس ، حسن شهيد ، سبط پيامبر ، امامتش باطل است ، چه او شمشير بر زمين نهاد .
--> ( 1 ) . نجم الدين گفته : در اين بيت نام جعفر به فتح راء آمده و اين مسلك كوفيان است در منع صرف .